چرا طراحان بازی باید انیمیشن یاد بگیرند؟

فرناز حقیقت

۱۳۹۵/۱۲/۰۹

روابط عمومی
b

آنالیز: صنعت بازی سازی لهستان – قسمت سوم (آخرین قسمت)

رهام سجادی

۱۳۹۵/۱۲/۱۳

عضو تحریریه
b

سرگردان در بازی؛ آشنایی با بازی‌های جهان باز

رهام سجادی

۱۳۹۵/۱۱/۲۸

عضو تحریریه
b

خنک بنوشید؛ گزارش جنجالی پازل از برگزاری رویداد گیمیکس و فرمول محرمانه معجون بازی‌سازی

پازل

۱۳۹۵/۱۱/۲۴

آشنایی با ارزش طول عمر کاربر و نحوه محاسبه آن

حسین مزروعی

۱۳۹۵/۱۱/۱۶

آنالیز: صنعت بازی‌سازی لهستان - قسمت اول

تحریریه گیمولوژی

۱۳۹۵/۱۱/۰۴

روایت در بازی‌های رایانه‌ای – قسمت دوم

ماکان علیخانی

۱۳۹۵/۱۰/۲۵

عضو تحریریه
b

گسترش نگاه؛ طعم اولین معجون بازی سازی

علیرضا محمدی

۱۳۹۵/۱۰/۲۱

سردبیر
b

روایت در بازی‌های رایانه‌ای – قسمت اول

ماکان علیخانی

۱۳۹۵/۱۰/۰۶

عضو تحریریه
b

بررسی بخش‌های اصلی یک بازی - قسمت اول: داستان و گیم‌پلی

در فرآیند ساخت یک بازی، بخش‌های مجزا و مختلفی دست به دست هم می‌دهند تا به کمک هم یک بازی را بسازند. از مراحل طراحی بازی مانند طراحی مرحله و محیط گرفته، تا مراحل پس از انتشار بازی مانند بازاریابی. هر کدام از این بخش‌های مجزا وظیفه‌ای خاص را در بازی انجام می‌دهند و هر کدام به شکلی مختلف بر بازی تاثیر می‌گذارد. من در این مقاله سعی کردم که هر کدام از این بخش‌های مجزا به علاوه‌ی تاثیر هر کدام را بررسی کنم.

در هر بازی به طور معمول چهار بخش اصلی وجود دارد که اگر این چهار بخش به شکلی مناسب طراحی شوند، کیفیت بازی بالا می‌رود. این چهار بخش، عبارت است از: «داستان، گیم پلی، گرافیک و صداگذاری». در هر بازی با توجه به سبک و ساختار بازی، هر کدام از این بخش‌ها وضعیت جداگانه‌ای دارند و تاثیر متفاوتی بر بازی می‌گذارند. برای مثال برخی مواقع تاکید بازی بر روی داستان بازی و نحوه ی روایت آن است و یا ممکن است که گیم پلی بخش حساس‌تری نسبت به بقیه‌ی بخش‌ها داشته باشد.

 

 در ابتدای کار سعی میکنیم روی عنصر داستان کار کنیم.

 الف) داستان

داستان بازی نقش خیلی حساسی را در فرایند ساخت بازی ایفا می‌کند. از داستان بازی می‌توان به عنوان یک سوخت کمکی یاد کرد که بازی باز را به انتهای آن هدایت می‌کند. اما در بازی‌های ادونچر است که معلوم می‌شود داستان بازی تا چه حد می‌تواند بر روند بازی تاثیرگذار باشد.

البته در بازی‌های دیگر با سبک‌های متفاوت هم داستان کمک شایانی به افزایش جذابیت بازی می‌کند، برای مثال در سری Call of Duty با اینکه بازی سبکی کاملا جدا از سبک ادونچر دارد، اما جذابیت بازی را تا حدی افزایش داده است که بازی‌باز بعد از گیم‌پلی، فقط به خاطر داستان بازی را ادامه می‌دهد.

 یا در بازی Deadlight شاهد گیم پلی قابل توجهی هستیم؛ اما اگر خلاصه ی داستان این بازی فرار از دست مردگان متحرک بود، ادامه دادن بازی جذابیتی نداشت.

 

به طور کلی داستان در یک بازی دو کار را برای بازی باز انجام می‌دهد:

 ۱- به او بفهماند برای چه بازی را ادامه می‌دهد.

 ۲- به او احساسات مختلف را القا کند (ترس، شادی، غم و...).

 

اکنون می‌خواهیم المان‌های اصلی داستان را مورد بررسی قرار دهیم. به طور کلی هر داستان شامل ۵ المان اصلی می‌شود:

 ۱- شخصیت‌ها

 ۲- محیط (صحنه)

 ۳- پی‌رنگ

 ۴- درون‌مایه

 ۵- سبک

 

شخصیت‌ها:

 هر چیزی که در داستان ما نقش ایفا کند شخصیت محسوب می‌شود. لزومی ندارد که شخصیت‌ها حتما حرف زدن بلد باشند یا قابل دیدن باشند؛ حتی یک مفهوم مانند غم، شادی و ترس هم می‌تواند یک شخصیت به حساب بیاید.

 نکته‌ی خیلی مهمی که توسط خیلی از بازیسازان نادیده گرفته می‌شود، شخصیت پردازی است. شخصیت پردازی یعنی برای یک شخصیت در داستان، ویژگی های او، توانایی های او، علت حضور او در داستان و... را تعیین و مشخص کنیم.

 

محیط:
شخصیت‌ها باید در مکانی با یکدیگر تعامل داشته باشند، برای همین طراحی محیط داستانی از الزامات یک داستان خوب است. ما در بازی‌های مختلف به مکان‌های گوناگونی وارد می شویم که در آن مکان‌ها شخصیت‌ها با هم تعامل پیدا می‌کنند.

 

پی‌رنگ:
پی‌رنگ در داستان‌ها به معنی مجموعه اعمالی است که شخصیت‌ها یا آن‌ها را انجام می‌دهند یا تحت تاثیر آن‌ها قرار می‌گیرند و این باعث می‌شود که داستان ادامه پیدا کند (شباهت اندکی با گیم پلی در بازی ها دارد). این اعمال باید به دقت انتخاب شوند زیرا این اعمال در طی داستان تغییرات را رقم خواهند زد و به قول نویسنده‌ی برجسته، رندی اینگرمنسن: «درگیری به اضافه‌ی تغییرات می‌شود یک داستان.»


درون مایه:
هر نویسنده از نوشتن داستان مقصودی دارد و می‌خواهد مفهومی خاص را به مخاطب برساند، این مفهوم را درون مایه‌ی داستان می‌نامند. این درون مایه می‌تواند در مورد هر چیزی باشد؛ عاطفی، اخلاقی، تاریخی، حماسی و...

سبک:
به راحتی حرف زدن!! سبک، نوع داستان (ژانر) را مشخص میکند؛ عاطفی، ترسناک، طنز و...
سبک داستان می‌تواند هر چیزی باشد و حتی ربطی به شخصیت‌ها و محیط نداشته باشد. برای مثال محیطی را در جنگی خونین و شخصیت‌هایتان را دو سرباز معمولی فرض کنید. اگر بخواهید داستان بالا را ادامه دهید، احتمالا سبک حماسی را برای داستان خود انتخاب می‌کنید؛ در حالی که میتوانید از خاطرات بی‌عرضگی این دو سرباز در آن جنگ نوشت و سبک طنز را به این داستان القا کرد. البته خلق چنین داستان‌هایی نیاز به خلق پی‌رنگی حرفه‌ای و دقیق دارد.
(نکته ی قابل ذکر این است که فضای نوشتن برای انتشار یک داستان یا رمان، موضوع « سبک » کمی فرق دارد اما چون در حال حاضر در مورد داستان در بازی های ویدئویی بحث می‌کنیم، سبک را به گونه ای دیگر بیان شد.)

 

بعد از بررسی بخش اصلی داستان در بازی‌های ویدئویی به یکی دیگر از بخش‌های مجزای بازی‌های ویدئویی می‌رسیم که قلب تپنده‌ی هر بازی است و شاید تنها دلیلی باشد که رسانه‌ی « بازی‌های ویدئویی » را از دیگر رسانه‌های هم طراز خود مانند انیمیشن جدا می‌کند.

 

ب) گیم پلی

 شاید گیم پلی در اکثر سبک‌های بازی‌های ویدئویی باید مورد توجه بیشتری قرار بگیرد. اما بهتر است قبل از اینکه گیم‌پلی را در روند ساخت بازی بررسی و آنالیز کنیم، تعریف درستی از این کلمه به خاطر داشته باشیم.

 به هر گونه اقدام و عملی که توسط بازی‌باز انجام می‌شود تا او با محیط درون بازی و شخصیت‌های بازی و همچنین روند بازی تعامل داشته باشد، گیم‌پلی می‌گویند.

 در بازی‌های ویدئویی ما انواع سبک‌های گیم پلی را داریم که از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به شوتر اول شخص (FPS) اشاره کرد. انواع دیگر گیم‌پلی عبارتست از: « استراتژی، کلیک و اشاره، شوتر سوم شخص، نقش آفرینی و... ». نکته‌ی خیلی مهم این است که سبک بازی (ژانر بازی) با سبک‌ گیم‌پلی اشتباه گرفته نشود. سبک‌های بازی (مانند ماجراجویی، وحشت بقا و...) مرتبط به تمام بخش‌های بازی (داستان، گیم پلی، گرافیک و صداگذاری) می‌شود. اما سبک گیم‌پلی روش‌های تعامل بازی‌باز با بازی را بیان می‌کند.

 همانطور که در مقدمه اشاره کردیم، هر کدام از بخش‌های مجزای یک بازی یک تاثیر خاص و متفاوتی با توجه به سبک بازی بر روی بازی باز می‌گذارند، معمولا وظیفه‌ی گیم پلی در بازی این است که بازی را برای بازی‌باز چالش برانگیز کند و این چالش را تا آخر بازی همراه بازی باز نگه دارد و این وظیفه‌ی گیم دیزاینر است که تک تک مکانیک‌های گیم پلی را تعیین و میزان چالش برانگیز بودن بازی را تنظیم کند.

 
طراحی گیم پلی شامل چند بخش مختلف می‌شود که اگر با توجه به سبک گیم‌پلی مناسب طراحی شوند، گیم پلی روان و جذابی خواهیم داشت (همیشه مقداری خلاقیت، ضرری ندارد).

آن بخش‌ها عبارتست از:
 
- بخش مبارزات (Combat):
هر چیزی که مربوط به بخش چالش‌های گیم‌پلی می‌شود به این بخش ارتباط دارد. طراحی این بخش در بسیاری از سبک‌های گیم‌پلی کاری حساس است؛ برای مثال در یک بازی FPS حداکثر تعداد اسلحه‌هایی که کاراکتر می‌تواند حمل کند، یا در یک بازی استراتژی نحوه‌ی حمله‌ی هر سرباز چگونه است و...

- بخش اقتصاد (Economy):
بخش اقتصاد در گیم‌پلی مربوط به ارزش آیتم‌ها در بازی می‌شود. برای مثال برای خریدن یک اسلحه‌ی جدید چقدر پول یا سکه یا الماس نیاز داریم. دقت کنید که ارزش آیتم‌های بازی فقط به پول یا سکه نیست؛ برای مثال برخی از آیتم ها را میتوان با افزایش XP یا با گذر زمان بدست آورد. این دیگر به طراح بازی بر می‌گردد که ارزش آیتم‌ها را چگونه تعیین کند.

- بخش معما (Puzzle):
در این بخش معما‌ها و پازل‌های گیم‌پلی و بازی مشخص می‌شوند. در واقع مشخص می‌شود بازی‌باز برای رفتن به مرحله‌ی بعد باید چه کارهایی را انجام دهد.

- بخش روایت داستانی (Narrative):
در بازی‌هایی که دارای خط داستانی هستند، باید نحوه‌ی روایت داستانی هم مشخص شود. برای مثال دیالوگ‌های بین کاراکتر‌ها چگونه رد و بدل شود؟ بازی دارای راوی باشد؟ داستان بازی دارای چند پایان باشد؟ و...

بعد از مطالب مطرح شده در رابطه با گیم پلی، نوبت می‌رسد به عنصر مهم گرافیک که طراحی ضعیف آن منجر به افت شدید کیفیت بازی می‌شود...

پایان قسمت اول./

دیدگاه‌ها

پاسخ
۴
١

محمد محمدعلیان   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۷   |   ۱۷:۱۰

خیلی خوب بود از آقای امیرمهدی رسولی خیلی متشکرم

پاسخ
۴
١

ElyasTH   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۷   |   ۱۷:۱۲

خیلی خوب و مفید بود. با تشکر از آقای امیر مهدی رسولی

پاسخ
١
۶

امیرحسین بیگی   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۷   |   ۱۷:۱۲

مسخره

پاسخ
٣
١

amirbagheri   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۷   |   ۱۷:۱۷

دمت گرم عالی بود داداش

پاسخ
٣
١

یه اشنا   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۷   |   ۱۷:۲۵

اقا عالییییییییییییییی ! بهترین مقله ای بود که خونده بودم ! بنظرم باید برنده بشه این ! شایستگیشو داره بره صفحه اول ! (:

پاسخ
٢
١

محمد   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۷   |   ۱۷:۳۰

مقاله ی خوبی بود
از اینجور مقاله ها بیشتر بزارید

پاسخ
۴
٠

سومین اشنا   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۷   |   ۱۷:۳۱

good job ! this a beauty text

پاسخ
۴
٠

مهرداد   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۷   |   ۱۷:۳۲

اقا خوب بود ! تقریبا میشد بهش نمره مثبت داد .

پاسخ
٢
١

علیرضا حقانیا   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۷   |   ۲۰:۲۷

میتونست بهتر از این باشه ! اما برای یک مقاله خوندنی حجم مطالبش بد نبود !
موفق باشید .

پاسخ
٣
١

مصطفی برقساز   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۷   |   ۲۰:۳۳

زیاد چیز جدیدی نبود ! قبلا هم میشد راحت با سرچ ساده پیداش کرد ! ولی بازم افرین به متن نویسش که جزئیات رو بخوبی رعایت کردن

پاسخ
١
٠

اصغر   |   ۱۳۹۶/۰۵/۱۸   |   ۰۰:۲۴

مفید بود