نگران نیستیم! در حاشیه انتشار کاریکاتور منتسب به خبرگزاری تسنیم

پوریا احمدی

۱۳۹۶/۱۰/۲۳

CBO
b

مدلسازی با Raymarching و میادین فاصله در یونیتی

سید مرتضی کمالی

۱۳۹۶/۱۱/۲۷

راهنمای ارسال مقالات برای گیمولوژی

علیرضا محمدی

۱۳۹۷/۰۱/۲۷

سردبیر
b

شیدر نویسی در یونیتی (بخش دوم)

سید مرتضی کمالی

۱۳۹۶/۰۸/۱۳

چالش‌های بازگشت بازیکنان به بازی

سمیرا دولت‌آبادی

۱۳۹۶/۰۸/۰۲

عضو تحریریه
b

شیدرنویسی در یونیتی (بخش اول)

سید مرتضی کمالی

۱۳۹۶/۰۷/۲۶

مارکتینگ بازی: طراحی برنامه

سمیرا دولت‌آبادی

۱۳۹۶/۰۷/۲۰

عضو تحریریه
b

باز‌ی سازان بزرگ چطور شما را گول می‌زنند؟

فرناز حقیقت

۱۳۹۶/۰۶/۱۶

روابط عمومی
b

قابلیت‌های آنلاین در بازی‌های تک نفره

رهام سجادی

۱۳۹۶/۰۷/۱۵

عضو تحریریه
b

گفتگوی اختصاصی گیمولوژی با پاتریس دزیلی (خالق Assassin's Creed)

شما می‌توانید نسخه صوتی این مصاحبه را در بخش مالتی مدیای گیمولوژی گوش کنید. 


می‌توان پاتریس دزیلی (Patrice Desilets) را یکی از تاثیرگذارترین و مهم‌ترین بازی سازان حال حاضر صنعت بازی سازی حساب کرد که در کارنامه، دو فرنچایز بزرگ را برای شرکت Ubisoft خلق کرده. سری بازی‌های Prince of Persia و یکی از معروف‌ترین و پرفروش‌ترین سری بازی‌های تاریخ، یعنی Assassin’s Creed . پاتریس با Prince of Persia: Sands of Time کار خودش را به عنوان Creative Director شرکت Ubisoft Montreal شروع کرد و بعد از آن بازی‌های Assassin’s Creed، Assassin’s Creed II  و Assassin’s Creed: Brotherhood را ساخت تا این‌که از شرکت Ubisoft خارج شد و استودیو خودش را به نام Panache Digital Games تاسیس کرد. بازی بلندپروازانه Ancestors: Humankind Odyssey جدیدترین اثر پاتریس است که هنوز تاریخ عرضه دقیقی برای آن مشخص نشده اما قرار است که سبک Open-World و Survival را با انقلاب جدیدی رو به رو کند.
پاتریس دزیلی آشنایی زیادی با داستان‌‍ها و ادبیات خاورمیانه دارد و دو بازی بزرگ او در ایران قدیم اتفاق می‌افتد. به همین دلیل تصمیم گرفتم که صحبتی با پاتریس داشته باشم و در مورد زندگی، کار و الهام‌هایی که از ایران و ادبیات خاورمیانه گرفته صحبت کنم. نتیجه گفتگو بسیار جالب و مفیدی شد که هر دو ما لذت زیادی از آن بردیم.

حمیدرضا نیکوفر: چطوری پاتریس؟

پاتریس دزیلی: خوبم! تو چطوری؟

حمیدرضا نیکوفر: خیلی ممنون. صحبت کردن با تو فوق‌العاده است. ممنون که وقت گذاشتی.

پاتریس دزیلی: لذت می‌برم!

حمیدرضا نیکوفر: بذار شروع کنیم. پاتریس می‌دونی، تو خیلی آدم الهام بخشی هستی. نه تنها بازی‌های فوق العاده و متفاوتی می‌سازی، شخصیتت و تصمیماتی که تو زندگی می گیری هم الهام بخش هستند. چند وقت پیش با کن لوین (Ken Levine) – خالق BioShock – صحبت می‌کردم و بهش گفتم که BioShock چقدر  من را یاد کتاب هایی که تو بچگی می‌خوندم انداخت ... می دونی ... اورال و این جور کتاب ها و می‌تونم دقیقا چنین چیزی را به تو هم بگم. پدر من کتابی داشت به نام “حسن صباح: خداوند الموت” که کتاب خیلی بزرگ و طولانی بود ولی همیشه دوست داشتم بخونمش و یک روز بالاخره خوندم و اون کتاب فوق العاده بود. عاشق ایده حشاشین و انجمن سری اون‌ها شدم. بعد از اون تمام کتاب‌های مربوط بهشون را خریدم و ناگهان Assassin’s Creed اومد. پسر خیلی برام هیجان انگیز بود و بعد از اون می‌خواستم بیشتر در مورد سازنده های اون بازی بدونم. پس بالاخره خیلی عالیه که باهات صحبت می‌کنم و می‌تونم همه چیز را از خودت بشنوم. لطفا در مورد گذشتت برامون بگو، بچگی و این که چطور به پاتریس دزیلی الهام بخش تبدیل شدی؟

پاتریس دزیلی: اوکی! می‌خوای که خلاصه 42 سال را برات بگم؟

حمیدرضا نیکوفر: (خنده) آره! می‌خوام کاملا Ancestor ای رفتار کنی. (اشاره به بازی جدید پاتریس)

پاتریس دزیلی: (خنده) دقیقا! خب اول از همه خیلی ممنون بابت تعریف‌هایی که کردی. تنها کاری که من با زندگی خودم انجام می‌دهم اینه که روز رو سپری کنم و سعی کنم که تا جایی که می‌تونم صادق باشم و فکر می‌کنم که این مهم‌ترین موضوع برای من هست که با کاری که همراه با تیمم انجام می‌دم روی مردم اثر بگذارم. وقتی به Assassin بر می‌گردم، می‌بینم که قصدم این بوده که افسانه Assassin ها را بررسی کنم ... و خیلی جالب هست که ما چطور از این کلمه استفاده می‌کنیم، کلمه ای که نزدیک به هزار سال قدمت داره ولی الان ما رو یاد یک موضوع خاص می‌اندازه. می‌خواستم داستان اون آدم ها را بگم و همیشه به تیمم یاد‌آور می‌شدم که باید خیلی سخت و خوب کار کنند چون ما داستان مردمی رو می‌گیم که زندگی، خانواده و مشکلات رازمره داشتند. درسته؟ داستان Assassin های گذشته. می خواستم که زندگی اونها را روایت کنم و چیزی که ما می‌ساختیم بزرگتر از یک بازی بود ... درسته؟ ما بازی می‌سازیم ولی در پایان راه، کار ما چیزی فراتر از اون هست. ما روی مردم جهان اثر می‌گذاریم، حتی تو ایران! پس شخصیتی که دارم برای من خیلی ویژه است. همیشه فکر می‌کنم که هنوز همون پسر بچه اهل کبک هستم که با کاری که می‌کنه روی مردم جهان اثر می‌گذاره. چیز ویژه‌ای هست و خیلی خوش شانس هستم که چنین جایگاهی دارم. عاشق کاری که انجام می‌دم هستم و در نهایت یک نفر تو خونه یا دفتر کارش از چیزی که من ساختم لذت می‌بره.

خب بریم سراغ گذشته من ... امسال سالگرد 20 سالگی من تو صنعت بازی سازی هست.

حمیدرضا نیکوفر: عالیه! تبریک می‌گم!

پاتریس دزیلی: ممنون! سال 1997 بود که کارم را تو Ubisoft Montreal شروع کردم و سال اول فیلم‌سازی دانشگاه مونترآل بودم. می‌خواستم فیلم بسازم و تئاتر هم زیاد انجام می‌دادم. با رفقا فیلمنامه می‌نوشتیم و آخر هفته‌ها فیلم می‌ساختیم. قبل از این که دوربینهای کوچیک تو جیبمون داشته باشیم، باید دوربین های خیلی بزرگی را کرایه می‌کردیم یا از یکی از دوستامون قرض می‌گرفتیم تا آخر هفته‌ها  فیلم کوتاه بسازیم. سال 97 بود که Ubisoft اومد پس منم رزومه خودم را فرستادم و اونا هم من رو استخدام کردند چون من فروشنده خوبی هستم (خنده) می‌تونم خودم را خیلی خوب بفروشم. بعد یک سری دانش خاص تو گیم دیزاین برای خودم اختراع کرد و بعد از یک ساعت صحبت، اونا من رو استخدام کردند.

وقتی که شروع کردم هیچی از بازی‌سازی نمی‌دونستم و الان هم مطمئن نیستم که بدونم. می‌دونم که چطور بازی های خودم را بسازم ولی فکر نکنم تو زمینه گیم دیزاین جنرالیست باشم. عاشق ساخت بازی‌های سوم شخص هستم. بعضی وقت ها ازم سوال میشه که آیا دوست دارم بازی اول شخص یا سبک دیگه ای بسازم. منم می‌گم که نمیدونم، مطمئن نیستم. عاشق حرکت کاراکتر هستم. دوست دارم اون را ببینم. حداقل برای من ساده‌تره که خودم را جای اون شخصیت بذارم، آسون تر از اول شخص. پس حرکت رو دوست دارم، ارتباط با محیط سه بعدی را دوست دارم و این چیزیه که تو طراحی یک بازی برای من الهام بخشه و این دقیقا چیزیه که همین الان هم انجام می‌دیم ... با Ancestors ...  . من علاقه ویژه‌ای به تاریخ دارم و گذشته یک جورهایی به امضا من تبدیل شده. من کسی هستم که بازی های Action-Adventure تاریخی می‌سازه.

حمیدرضا نیکوفر: دقیقا! چه چیزی باعث میشه که انقدر عاشق تاریخ باشی؟

پاتریس دزیلی: حس می کنم که به عنوان انسانی که الان روی کره زمین زندگی می‌کنه، ما تغییرپذیر هستیم و طوری که زندگی می‌کنیم به چیزی که هستیم رابطه مستقیم داره که این یعنی ما همه حیواناتی هستیم که گند زدیم به اقلیم خودمون. پس ما خیلی سریع زندگی می‌کنیم، حس می‌کنیم زندگی ما خیلی مهمه در نتیجه خیلی از تاریخ فاصله گرفتیم و وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، تقریبا یک دنیای فانتزی ازش می‌بینیم. پس داستان های زیادی برای نوشتن هست که از طریق تاریخ میشه اون‌ها رو گفت. برای من گذشته به اندازه Final Fantasy فانتزی هست!

حمیدرضا نیکوفر: به آینده هم علاقه داری؟

پاتریس دزیلی:  کم! اگر با دقت Assassin’s Creed را بررسی کنی، Animus  را می‌بینی که زمان حال هست که یک جورهایی آینده را نشون میده. پس من از سبک علمی تخیلی لذت می‌برم، همونطور که هر پسری تو بچگی از این سبک لذت برده ولی الان این امضای کار من هست. وقتی که استودیو جدید خودم را تاسیس کردم، نیاز داشتم که سوژه‌ای پیدا کنم که با تاریخ به خوبی همخونی داشته باشه و بعد   Ancestorsاومد. دلیلش هم اینه که تو این بازی ما در شروع زندگی این کره هستیم که هیچ تکنولوژی در اون نبوده. شهر یا تمدنی وجود نداشته پس خیلی جالبه که بازی حول چنین موضوعی بسازی.  خیلی زمان می‌بره که مضامین طبیعی را درست کنی...الان می‌دونم که ساخت بافت گیاهی به اندازه سازه‌های معماری سخته.

تاریخ چیزی است که ... یادم میاد وقتی چهار یا پنج سال سن داشتم عاشق تاریخ بودم. همش به خاطر فانتزی گذشته است. طوری که ما در گذشته زندگی می‌کردیم خیلی با زندگی امروزمون فرق می‌کنه. همچنین فکر می‌کنم اگر جایی که من به دنیا اومدم را در نظر بگیریم می‌بینیم که ما تو کبک به طور کلی عاشق تاریخ هستیم. ما نیاکانی از فرانسه داریم و دوست داریم بیشتر در موردشون بدونیم. یادم میاد که مادرم در یک قلعه فرانسوی تو مونترآل کار می‌کرد و وقتی بچه بودم می‌رفتم و به ساختمون‌های قدیمی اون زمان خیره می‌شدم. پس تو امریکا شمالی، تو کبک تاریخ همچنان اطراف ما هست و ما اولین مقیم‌های این منطقه بودیم. پس تاریخ در زندگی روزمره ما وجود داره. چیزی که مثلا تو لاس وگاس نیست (خنده) یا حداقل تو وگاس تاریخ دروغین وجود داره و اینجا واقعی هست.

خب بذار برگردیم سر سوم شخص. برای من این یک ارتباط خوب با آموخته‌هام هست. چون دوربین خیلی مهمه، می‌تونی شخصیت را مثل یک فیلم قاب‌بندی کنی. یادم میاد که تو Sands of Time خیلی تلاش می‌کردیم که قاب‌های خوبی داشته باشیم و این یکی از دلایلی هست که من سوم شخص را بیشتر از اول شخص و استراتژی دوست دارم.

حمیدرضا نیکوفر: ولی اون بازی ها رو هم دوست داری ...

پاتریس دزیلی: آره، آره! من خودم گیمر هستم. بابا هستم ولی گیمر هم هستم... باباگیمر (Gamer Dad) هستم. (خنده)

حمیدرضا نیکوفر: آره پس بابای باحال هستی (Cool Dad)!

پاتریس دزیلی: و بازی می‌کنم. همه بازی‌ها را انجام می‌دم. دوتا دختر دارم که بعضی وقت‌ها باید سر تلویزیون دعوا کنیم. (خنده)

حمیدرضا نیکوفر: (خنده) بازی‌های تو را انجام دادن؟

پاتریس دزیلی: نه هنوز. نه آنچنان. بالاخره باید بازی کنند. مجبور هستند. می‌دونی، سنشون 9ساله و 7ساله است و بازی‌هایی که من ساختم برای بزرگسال‌ها است. پس Assassin’s Creed برای بزرگسال‌ها هست، نه برای بچه‌ها. پس فکر می‌کنم الان آماده نباشند ولی بالاخره آماده میشن.  سر Sands of Time، یادم نمیاد... فکر کنم بازی را بهشون نشون دادم ولی فکر نکنم خوششون اومده باشه. ولی باید خوششون بیاد. (خنده) ولی فکر کن می تونی بگی بازی بابام را بازی کردم، درسته؟

حمیدرضا نیکوفر: (خنده) آره!

پاتریس دزیلی:  بچه‌های زیادی نیستند که بتونند چنین چیزی را بگند. پس به نظرم بالاخره باید روزی دست از Minecraft بازی کردن یا ... الان مدام Pokemon را روی 3DS بازی می‌کنند. نه تنها بازی می‌کنند، بلکه همیشه در مورد Pokemon صحبت می‌کنند و این داره دیوونم می‌کنه!

حمیدرضا نیکوفر: (خنده) تو یکی از مصاحبه‌هات اشاره کردی که این گفته معروف از Assassin’s Creed که “ هیچ چیز واقعی نیست، همه چیز مجاز است(Nothing is true, everything is permitted)” تنها یک گفته معمولی نیست و خودت هم بهش ایمان داری و تو زندگی بهش توجه می‌کنی. دوست دارم که بیشتر در مورد این بدونم چون بازم می‌گم شخصیت خیلی جالبی برای من داری ... اول از همه که باید بگم همیشه خیلی با انرژی و مثبت هستی و به زندگی با علاقه زیادی نگاه می‌کنی. این رو می‌تونم بگم چون چنین موضوعی همیشه تو بازی‌های تو مشهوده و تو علاقه‌مند به یک زندگی نیستی، به تاریخچه تمام انسان‌ها علاقه‌مند هستی. در مورد دیدت از زندگی صحبت کن.

پاتریس دزیلی: آره! ؛هیچ چیز واقعی نیست، همه چیز مجازی هست” شعار من تو زندگی هست و می‌دونی که این رو از اسماعیلیان گرفتم و خودم اختراعش نکردم. وقتی این را از دید خودم درکش کردم، گفتم که آره، دوست دارم زندگیم اینطوری باشه. هیچ مسیر واقعی زندگی کردنی وجود نداره، راه‌های زیادی به اندازه تمام انسان‌ها هست، پس قوانین من راه شخصی من برای زندگی کردن خودم هست. پس هر غلطی که بخوام تو زندگی می‌کنم و من زندگی را اینطوری می‌بینم. تا زمانی که با کسی بد نباشم، تا زمانی که به کسی ظلم نکنم، با قانون طلایی زندگی می‌کنم و آدم خوبی هستم. بعد فکر می‌کنم که زندگی خیلی کوتاهه که بخوای از چیزی عصبانی باشی و سعی می‌کنم همیشه مثبت باشم ولی بعضی وقت‌ها اینطور نیست، بعضی وقت‌ها عصبانی می‌شم که البته زیاد به طول نمیکشه ولی در کل آدم معمولی‌ای هستم. هر روز صبح قهوه زیادی لازم دارم ... خیلی خوش شانس هستی چون اینجا الان صبح هست ...

حمیدرضا نیکوفر: و قهوت را خوردی!

پاتریس دزیلی: دقیقا! چون چهارشنبه شب‌ها هاکی بازی می‌کنم و صبحش خیلی خسته هستم. صبح‌های پنجشنبه خیلی برام سخته چون شب بازی کردم و طول می‌کشه تا خوابم ببره. پس پنجشنبه صبح‌ها بدترین صبح‌ها برای من است.

ولی من خیلی خوش شانسم که بازی می‌سازم و دور دنیا را سفر می‌کنم و با آدم‌های جالبی مثل تو صحبت می‌کنم و به همین خاطر احساس خوش شانسی می‌کنم. من متولد کانادایی هستم که فرانسه صحبت می‌کنه و تنها 6.5 میلیون از ما زنده هستند و به همین خاطر خیلی خوش شانسم که با مردم دنیا از طریق یک رسانه خیلی باحال به عنوان بازی‌سازی صحبت می‌کنم. پس باید لبخند بزنم.

یه جورایی من یکی از هفت میلیارد آدم روی کره زمین هستم که شانس بازی‌ساز بودن را داشته و در پایان روز همه چیز خیلی لذت بخش هست. نقش من اینه که مطمئن بشم مردم از زندگی مزخرفشون بیرون بیان و به شکلی وارد یک دنیای فانتزی بشند که قهرمان اون هستند. اون‌ها به چیزی بهتر از خودشون تبدیل میشن. تنها بازی‌های کامپیوتری نیستند که توشون میتونی قهرمان باشی، درسته؟ Assassin’s Creed کمی در مورد این صحبت می‌کنه، این که هیچ چیز واقعیت نداره و همه چیز به صورت مجاز تو زندگی عادی همه ما هست. می‌تونی بیش از چیزی که هستی باشی، می‌تونی دنیا اطرافت را تغییر بدی. این کاری هست که من انجام می‌دم و به همین خاطر یک جورهایی مثبت اندیش هستم...پسر من بازی می‌سازم...ته حال هست!

حمیدرضا نیکوفر: خیلی باحاله و ممنون بابت این که الهام بخش هستی.

پاتریس دزیلی: ولی من سعی نمی‌کنم که الهام بخش باشم. من فقط خودم هستم ولی فکر می‌کنم خود بودن برای دیگران یک جورهایی الهام بخش هست، ولی سعی کن خودت باشی ...

حمیدرضا نیکوفر: تو تجربه‌های فوق العاده‌ای می‌سازی و کی دلش نمی‌خواد که تو چنین موقعیتی باشه که بتونه چیزی خلق کنه که دیگران ازش لذت می‌برند و تو در ساختشون بی نقص هستی.

پاتریس دزیلی: آره ولی تو میتونی چنین کاری را حتی تو یک بیمارستان هم انجام بدی. هرکاری که تو زندگی انجام میدی، سعی کن بهترین باشی، طوری که اگر هرکسی پنج دقیقه وقت باهات می‌گذرونه ازش لذت ببره، در این صورت تو برنده‌ای. پس چیزهایی خلق کن که مردم ساعت‌ها براش وقت بگذارند و من سعی می‌کنم بهترین چیز ممکن را درست کنم. حتی وقتی با کسی صحبت می‌کنم می‌گم که آره بیا نیم ساعت صحبت خیلی خوبی داشته باشیم و در نتیجه مردم هم میگن که “آره...اون خیلی آدم باحالی هست” پس این هدف من تو زندگی هست. ولی بهت می‌گم بعضی صبح‌ها خیلی آدم بدی هستم، این را باید بدونی.

حمیدرضا نیکوفر: کی اینطور نیست؟

پاتریس دزیلی: آره دقیقا (خنده)

حمیدرضا نیکوفر: ما تاریخ طولانی و غنی‌ای تو ایران داریم و در گذشته سعی کردیم که بازی‌های تاریخی با المان‌های ایران قدیم بسازیم ولی نتیجه اتفاق موفقیت آمیزی نبوده. فکر می‌کنی چه مواردی به عنوان ویژگی‌های یک بازی تاریخی خوب محسوب می‌شود؟

پاتریس دزیلی: سعی کن کار خودت را انجام بدی. جدی می‌گم! تاریخ فقط سوژه است. سوژه را بشناس و بعد بدون که چطور باید بازی را بسازی. این مهم‌ترین نکته است. بدون که چطور بازی خوب بسازی و بعد سوژه می‌تونه هر چیزی باشه. روش مناسب خاصی برای ساخت بازی‌های تاریخی وجود نداره ولی راه‌های زیادی برای ساخت یک بازی خوب هست. پس سوژه می‌تونه هرچیزی باشه و ...

حمیدرضا نیکوفر: اما تو بازی‌های تو، تاریخ خیلی جذاب‌تره و می خوایم که بیشتر در موردش بدونیم. این فقط روایت نیست که جذابیت داره ...

پاتریس دزیلی: برای بعضی‌ها اینطور هست. بعضی‌ها زندان و روز رو دوست دارند) اشاره به(Assassin’s Creedو اونا طرفدارهای GTA هستند. بعضی ها آینده را دوست دارند. اونا طرفدارهای Star Wars هستند. بعد تاریخ و گذشته هست که فکر می کنم ما طرفدارهاش هستیم. ولی می‌بینی؟ تو Assassin’s Creed مهم بود که دوران حال، زندان و کمی Sci-Fi داشته باشیم و ما به خوبی این موضوع را پیاده کردیم و مردم با تاریخ آشنا شدند. بعضی از طرفدارها برای من می‌نویسند که “ من نمیدونستم که تو زندگی باید چه کار کنم و بعد تو Assassin’s Creed با این بخش از تاریخ آشنا شدم و الان تو دانشگاه دارم تاریخ می‌خونم و...”

حمیدرضا نیکوفر: فوق العاده است.

پاتریس دزیلی: آره... و فکر می‌کنم آمریکایی‌ها بیشتر با این موضوع رو به رو شدند که بگن “ تاریخ جهان چقدر بزرگ‌تر از تاریخ ما است” و این ذهنشون را باز کرد و باز کردن ذهن به نظرم برای من آرتیست یک وظیفه هست. نمیگم که ذهن من خیلی بازه ولی فکر کنم یکم بیشتر از بقیه گسترده است. پس کار منه که مردم را هل بدم و بگم “ ببین چیزی بیش از زندگی روزمره وجود داره” زندگی برای همه ما سخته، حالا می‌خواد هر فرهنگی داشته باشیم.

حمیدرضا نیکوفر: دقیقا! Prince of Persia و Assassin’s Creed هر دو از داستان های خاورمیانه الهام گرفته اند. چه چیزی تو را مشتاق این بخش از کره زمین و این فرهنگ خاص می‌کنه؟

پاتریس دزیلی: قبل از این که باهات صحبت کنم به این فکر می‌کردم و درسته که من دوتا بازی بزرگ در مورد اونجا ساختم ولی هیچ وقت تا به حال به خاورمیانه سفر نکردم ...

حمیدرضا نیکوفر: جدا؟!

پاتریس دزیلی: نه... یک بار به اسرائیل دعوت شدم که یک کاری انجام بدم که با موفقیت پیش نرفت... فکر کنم بعد از Assassin’s Creed 1 بود. ولی عجیبه. مثلا Ubisoft اون زمان Prince of Persia را از Broderbund وقتی ورشکسته شده بودند خرید و من اتفاقی وارد این بازی شدم. من در زمینه ادبیات هم تحصیل کرده‌ام پس دوران تحصیلم کتاب‌های داستان‌های هزار یک شب رو خوندم و شعرها و ادبیات عربی رو مطالعه می‌کردم. غنی بودن این آثار در دوران سلطان‌ها من رو به فکر فرو برد که این خیلی سوژه خوبی برای بازی شدن هست و اون زمان Prince of Persia هم بازی خیلی موفقی برای این کار بود. پس من به جلسه معرفی اون بازی رفتم و فکر کنم یک ماه و نیم بود که اونا شروع به ساخت بازی کرده بودند و من مشغول پروژه دیگه‌ای بودم. بهشون گفتم که می‌خوام وارد پروژه بشم و ایده‌های دیزاینم رو گفتم. بعد از اون دو ماه بعد ایده بازگشت زمان رو تو اون بازی مطرح کردم.

بازگشت زمان همه چیز را تو Sands of Time و Prince of Persia عوض کرد ولی ایده داستان‌های هزار یک شب که همیشه یک نفر برای روایت داستان وجود داره همچنان تو بازی بود. انگار شاهزاده راوی داستان بود چون نمی‌خواست که بمیره و همیشه داستانی جدید برای روایت وجود داشت که به طور کلی ساختار Sands of Time رو تشکیل می‌ده.

می تونم بگم که الهام‌های ایرانی بیشتر از کتاب ها است تا از خود فرهنگ. ساختار و سبک روایی‌ای که یک نفر داستانی رو به فرد دیگری میگه با تاریخ غنی چیزیه که من رو بیشتر تحت تاثیر قرار داد. تو Assassin’s Creed ما قرار بود که یک Prince of Persia دیگه بسازیم و این بر می‌گرده به سال 2004 ولی اون زمان من حس کردم که شاهزاده Prince of Persia شخصیت اکشنی نیست. اون صبر می‌کنه تا باباش بمیره تا جاش رو بگیره ... این کل کاریه که یک شاهزاده انجام می‌ده، البته جدای از دست تکون دادن برای مردم و این برای من خیلی سخت بود که بتونم ایده‌ای برای چنین شخصیتی بدم تا شخصیت شاهزاده رو جلو ببره. یادمه تو دوران کالج در مورد حشاشین می‌خوندم ...

حمیدرضا نیکوفر: فکر کنم از کتاب “ تاریخ انجمن های سری”  (A History of Secret Societies) الهام گرفتی. درسته؟

پاتریس دزیلی: دقیقا!

حمیدرضا نیکوفر:  الان دارم می‌خونمش.

پاتریس دزیلی: دقیقا. اولین داستان در مورد Assassin ها بود.

حمیدرضا نیکوفر: آره! فصل اول.

پاتریس دزیلی: دقیقا. پیرمرد کوه.

حمیدرضا نیکوفر: آره دقیقا!

پاتریس دزیلی: پس اگر تو یک Assassin هستی و عضوی از این گروه، این میتونه Prince of Persia باشه. قرار هم بر همین بود ولی دلیل این که ما امروز Assassin’s Creed داریم اینه که من کارمند خوبی نبودم و کاری که بهم گفته شده بود رو انجام ندادم. پس دوباره می‌رسیم به “ هیچ چیز واقیعت نداره، همه چیز مجازه”

حمیدرضا نیکوفر: (خنده) دقیقا! وقتی Panache رو تاسیس کردی و Ubisoft رو ترک کردی، من تو یک استودیو بازی‌سازی کار می‌کردم و مدام تو این فکر بودم که از اونجا بیرون بیام و استودیو مستقل خودم رو بزنم. ولی می‌دونی، تصمیم خیلی ترسناک و سختیه چون وقتی برای کسی دیگه‌ای کار می‌کنی، هر ماه داری پول می‌گیری و وظایفت اونقدر زیاد نیست ولی وقتی مستقل هستی همه چیز فرق می‌کنه و یادم میاد که اون زمان مدام به تو نگاه می‌کردم و می‌گفتم: “ این آدم عالیه! داره Ubisoft رو ول می‌کنه که استودیو خودش را بزنه”  و این تصمیم باعث شد که منم چنین کاری کنم. با چند تا از دوستام استودیویی مستقل زدیم و خیلی خوشحالم که این کار رو انجام دادیم. ممنون که الهام بخش بودی و ...

پاتریس دزیلی: تبریک می‌گم!

حمیدرضا نیکوفر: خیلی ممنون... و می‌خوام در مورد تجربت ازت بپرسم. تفاوت مستقل بودن و برای کسی دیگه تو یک استودیو کار کردن چیه؟ برای کسانی که قصد چنین کاری رو دارن  چه حرفی داری؟

پاتریس دزیلی: خودت گفتیش! مهم اینه که برای فرد دیگه‌ای کار نمی‌کنی. برای من بزرگ‌ترین چالش تو کار کردن برای فرد دیگه این بود که من آدم میانه بودم ... من کسی بودم که باید مصاحبه می‌کرد، مثل کاری که الان می‌کنیم و باید دروغ‌های سیاسی می‌گفتم. نظر و حرف دیگران رو به من می‌دادند که به مردم بگم چون ممکنه یه چیزی بگی که به ضرر شرکت تموم بشه. نقش من هم Creative Director  اونجا بود که واقعا سخت بود. اینکه با تصمیم دیگران زندگی کنی و بعد بری جلوی دوربین و یا اسکایپ دیگران و باید بگم که من دروغ‌گوی خوبی نیستم و دیگه نمی‌تونستم انجامش بدم. تو وقتی رو یک فرنچایز بزرگ کار می‌کنی، برای آدم‌های دیگه پول در میاری، آدم هایی که براشون هیچ اهمیتی نداری (خنده) پس من گفتم دیگه بسه! اگر قراره یک Assassin’s Creed دیگه انجام بدم، فقط برای خودم، دوستام، کبک و مردم مونترآل انجامش می‌دم.

ولی اگر  بخوایم بحث استودیو رو تموم کنیم، باید بگم که فرصت خوبی برای من بود که رزومه کاری خوبی جمع کنم. پس یکم طول کشید تا از اونجا بیام بیرون و دوست دخترم به من گفت که دیگه از کار کردن تو Ubisoft لذت نمی‌برم. اون بود که این موضوع رو به من فهموند. حالا هفت ساله که از Ubisoft  بیرون اومدم . سال 2010 بود که اسعتفا دادم و حالا ما تو Panache یک گروه 24 نفره بازی‌ساز هستیم و تا پایان سال 30 نفر خواهیم شد و تا زمانی که بتونیم همون تعداد می‌مونیم چون فکر می کنم که 30 نفر برای یک استودیو خیلی خوبه و البته چهار نفر هم نیستیم که تو یک گاراژ بازی بسازیم ولی در کل 200 نفر هم نیستیم. تو Assassin’s Creed 2 ما حدود 800 نفر بودیم ولی اینجا همه همدیگرو می‌شناسیم. هر کسی نقش خودشو داره تا یک بازی عالی ساخته بشه و دوران فوق العاده‌ای را می‌گذرانیم.

حمیدرضا نیکوفر: عالیه!

پاتریس دزیلی: بهترین تصمیم زندگیمه ... این و بله گفتن به دختری که الان باهاش زندگی می‌کنم.

حمیدرضا نیکوفر: این ایده هم از اون دختره اومد پس فکر می کنم که اون تنها بهترین تصمیمت بوده. (خنده)

پاتریس دزیلی: (خنده) آره، آره، آره! شاید. می‌دونی، هر کاری که می‌کنم اون کنارمه. ما یک تیم هستیم.

حمیدرضا نیکوفر: عالیه! Ancestors: Humankind Odyssey بازی خیلی متفاوت و انقلابی‌ای هست. پسر صبر ندارم اونو بازی کنم! پروسه ساخت چنین بازی بزرگی با تیم به این کوچکی چطوره؟ و این که به طور کلی آینده Panachee را چطور می‌بینی؟

پاتریس دزیلی: آره می‌دونم که سوژه خیلی بزرگیه. زیبایی Humankind Odyssey اینه که ساختش هم مثل تکامله. ما داستان بازی و داستان استودیو خودمون رو ساختیم، پس اینا به هم وصل هستند. اولش ما فقط یک کاراکتر و یک محیط جنگلی داشتیم ولی الان بیشتر از یکی وجود داره و شخصیت اصلی در طول بازی تکامل پیدا می‌کنه. تا الان خیلی جالب شده. تا الان نزدیک به پنج تا شش ساعت گیم‌پلی داریم و سیستم های بازی به خوبی با هم در تماس هستند و هرچقدر این سیستم‌های داستانی با هم در تعامل قرار بگیرند، روایت داستان کمتری لازم میشه. این فوق العاده است چون تمام روایت داستان توسط بازیکن انجام می‌شه نه توسط ما. می‌تونی داستان خودت را از Humankind Odyssey  بسازی. همه چیز بر مبنای علمه و اسباب‌بازی‌های زندگی کردن یک اودیسه در اختیارت قرار می‌گیره.

الان 24 نفر هستیم که بیشترشون ارشد هستند و قبلا بازی‌‎های AAA عرضه کردند. از Unreal 4 به عنوان موتور استفاده می‌کنیم و پنج تا شش ساعت هم گیم‌پلی تا الان داریم و مطمئنم تا پایان سال 10 ساعت دیگه هم به بازی اضافه می‌کنیم و شاید حتی بیشتر از این هم بشه چون بازم می‌گم سیستم‌های بازی با هم در تعامل هستند پس همه چیز بستگی به نوع بازی کردن بازیکن داره و بازی پایانی نداره و شما افریقا را در 5 میلیون سال پیش تجربه می‌کنید.

حمیدرضا نیکوفر: پس جاهای دیگه رو هم پوشش می‌دید؟ با تاریخ به کشورهای دیگه هم می‌ریم؟

پاتریس دزیلی: نه در حال حاضر (خنده) فعلا چند میلیون سال پیش در آفریقا هستیم. اسمش را فعلا گذاشتیم Volume 1. این قسمت خیلی روی زمان‌های اولیه تمرکز داره و همینطور جلو می‌ریم تا یک دوره تموم بشه. اما دوره اول 15 ساعت گیم پلی خواهد داشت.

حمیدرضا نیکوفر: میتونه به آینده هم بره؟ شاید 20 سال بعد؟

پاتریس دزیلی: نه، نه، نه! این اصلا یک بازی دیگه میشه. بالاخره یک بازی علمی تخیلی می‌سازم که کلا چیز جدایی خواهد بود. همچنین بالاخره 1666: Amsterdam را می‌سازم.

حمیدرضا نیکوفر: اونم بازی خیلی خوبیه!

پاتریس دزیلی: آره! اون بازی من در مورد شیطان درونمونه. ما آدم‌های خوبی هستیم ولی بعضی وقت‌ها نه و چرا اینطوره؟ این موضوعی بین‌المللیه و در فرهنگ ما نماد شیطان خیلی شناخته شده است. می‌خوام راجع به اون موضوع صحبت کنم و بالاخره همین‌جا تو Panache می‌سازیمش.

حمیدرضا نیکوفر: عالیه!  سوال پایانی. آخرین بازی‌ای که انجام دادی و خیلی تحت تاثیر قرارت داد چی بود؟

پاتریس دزیلی: خیلی زیاده! الان دارم Horizon بازی می‌کنم روی PS4 . به غیر از اون Civilization 6 هر روز! کوکاین منه این بازی. بازی‌های ورزشی زیادی هم بازی می‌کنم ولی بازی ویژه من الان Horizon  هست، اگرچه خیلی کلاسیکه ولی نمیدونم! خیلی دوستش دارم. هفته پیش هم Everything  رو روی PS4 بازی کردم بازی خیلی عجیبیه که... اسم بازی را شنیدی؟

حمیدرضا نیکوفر: نه!

پاتریس دزیلی: حتما Everything رو حتما بازی کن. بازی در مورد ... مطمئن نیستم اصلا بازی باشه. بیشتر شبیه به یک Interactive Experience هستش که کنترل همه چیز رو به دست می‌گیری. از کوچک ترین اشیا که یک ذره اتمه تا بزرگترین‌ها و اسم بازی Everything هستش که خیلی الهام بخشه ولی خب گیم پلی‌ای نداره به جز کنترل کردن اشیا ولی خیلی حال میده.

حمیدرضا نیکوفر: عالیه! پاتریس خیلی ممنون که انقدر باحال هستی. ممنون که تجربیات جذابی می‌سازی، ممنون که تاریخ رو بار دیگه جذاب می‌کنی و ممنون بابت جرات انجام کارهایی که دیگران انتظار ندارند ولی عاشقشون می‌شن. برای تو و بچه های باحال Panache آرزوی بهترین ها را دارم.

پاتریس دزیلی: خیلی ممنون. لذت بردم و امیدوارم که از بازی بعدی ما هم لذت ببری.

حمیدرضا نیکوفر: حتما!

پاتریس دزیلی: خیلی سخت روش کار می‌کنیم.

حمیدرضا نیکوفر: پسر نمیتونم صبر کنم.

پاتریس دزیلی: (خنده) می‌دونم! داره میاد! داره میاد!

حمیدرضا نیکوفر: تاریخ عرضه‌ای در کاره؟

پاتریس دزیلی: نه و اگر هم بود بهت نمی‌گفتم. (خنده) سعی خوبی کردی! ولی یه چیزی به زودی می‌بینی.

حمیدرضا نیکوفر: E3  امسال؟

پاتریس دزیلی: شاید قبلش!

حمیدرضا نیکوفر: خدای من!

پاتریس دزیلی: در تماس باش...در تماس باش!

حمیدرضا نیکوفر: حتما!

پاتریس دزیلی: روز خوبی داشته باشی مرد ... شب خوبی داشته باشی.

دیدگاه‌ها

پاسخ
١١
٠

.AriaN.   |   ۱۳۹۶/۰۲/۱۰   |   ۲۰:۵۱

سلام آقای نیکوفر
دمتون گرم...
نسخه صوتیش رو منتشر نمی‌کنید؟

CKO
b
١١
٠

حمیدرضا نیکوفر   |   ۱۳۹۶/۰۲/۱۱   |   ۱۱:۵۱

درود.
نسخه صوتی در ابتدا مصاحبه قرار داده شده.

پاسخ
١١
٠

محسن اولادحسینی   |   ۱۳۹۶/۰۲/۱۰   |   ۲۱:۵۶

اوه خیلی عالیه
حمید رضا جان کارت بیسته

پاسخ
١١
٠

Alireza   |   ۱۳۹۶/۰۲/۱۰   |   ۲۳:۱۰

زیبا، مثل همیشه، ممنون

پاسخ
١١
٠

مسعود درویشیان   |   ۱۳۹۶/۰۲/۱۳   |   ۰۰:۱۲

عالی بود دمت گرم

پاسخ
١١
٠

مهدی مجد   |   ۱۳۹۶/۰۲/۱۴   |   ۱۸:۴۸

درجه 1
واقعا فوق العاده هستی حمید جان که این مصاحبه هارو آماده میکنی
امیدوارم شما هم به هدفتون برسین و بازیتونو بازی کنیم :)